گزارش خبری-تصویری بازگشت زوار محترم کشتلی

عرض سلام و ادب خدمت تمام اهالی محترم محل

در روز جمعه 10 بهمن، حدود 70 تن از اهالی محترم روستای کشتلی، دهستان شوب‏ محله، از سفر زیارتی عتبات عالیات به روستا بازگشتند. با وجود وزش باد و طوفان در شب گذشته و بارش باران در روز جمعه، این احتمال میرفت که استقبال چشمگیری از این مراسم به عمل نیاید؛ اما با شنیده شدن صدای بوق اتوبوسها جمعیت استقبال کننده با شور و ذوق و شعف وصف ناشدنی به استقبال زوار محترم آمدند.

در ادامه گزارش تصویری از این استقبال زیبا خدمت شما تقدیم می گردد.

 

همچنین؛ کلیپ تصویری حرکت زوار و استقبال کنندگان محترم به سمت آرامگاه محل که به همراه چاووشی خوانی حجت الاسلام رمضان نژاد و حاج عبدالقهار رفیعی صورت پذیرفت؛ جهت رؤیت در انظار شما عزیزان قرار میگیرد.

برای تماشا و دانلود فیلم (اینجا) را کلیک نمائید.

کیفیت این فیلم رو از HD به flv تغییر دادم تا دوستان بتونن براحتی تماشا یا دانلود کنند.

ادامه نوشته

لاله های آسمانی - یادواره شهدای کشتلی

مسابقات کشتی لوچو - جام شهدای کشتلی و میرمنصور مهدی نیاء

مسابقات کشتی سنتی مازندران، لوچو، برای اولین بار در روستای کشتله برگزار گردید. این سری از مسابقات که با همکاری فرزندان مرحوم مهدی نیاء، و دهیاری‏های محترم محل تحت عنوان جام شهدای کشتلی و مرحوم میرمنصور مهدی نیاء برگزار گردید؛ با استقبال مناسب و پرشور طرفداران این رشته ورزشی از نقاط مختلف شهرستان و استان روبرو گردید.

تعداد 240  کشتی برگزار شده میان کشتی‏گیران مناطق مختلف استان ازکشتله، بندپی، دینه‏سر،درزیکلا و دیگر توابع شهرستان بابل گرفته تا ساری، جویبار، فریدونکنار،بابلسر، نور و محمودآباد به جذابیت اولین دوره این مسابقات افزود.

در زیر تصاویری از برگزاری این امر مهم و فرخنده که به حق قدمی است مهم در احیاء روحیه پهلوانی و ورزشکاری، از منظر شما عزیزان می‏گذرانیم.

وزن کشی مسابقات و شرکت پدیده مسابقات کامران مسلمی



برای دیدن مابقی تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

عید مردگان ؛ تاریخچه و ریشه آن

مقدمه

ایرانیان از دیرباز برای مردگان خود احترام خاصی قائل بوده و پیوسته به هر نحو کوشیده‏اند تا روح آنان را از خود راضی نگه دارند و رسم  خیرات دادن برای اموات که یکی از رایج ترین مراسم شب جمعه در اغلب نقاط کشور به شمار می‏آید، نمودی از این احترام است. به اضافه در بین ساکنان ایران زمین رسم است که پنج شنبه آخر سال، اختصاص به اموات دارد و مردم در کنار مزار عزیزان از دست رفته خود حاضر می‏شوند.

مردم مازندران روز 26 عید ماه طبری را که برابر 28 تیرماه است، روز مردگان می‏دانند و هر سال در  این روز، در مناطق روستایی استان مراسم ویژه‏ای بر پا می‏شود.

نامگذاری این جشن دلیل جالبی دارد که با پنج روز آخر سال گاهشماری جلالی که پنجه نامیده می‏شد پیوند دارد. در گاهشماری تبری (شاخه‏ای جداگانه از گاهشماری جلالی محسوب می‏شود) چون 6 ساعت آخر سال به شمار نمی‏آمد به جای آنکه مانند الان هر چهار سال یک اسفند ماه 30 روزه داشته باشیم همه اسفند ها 29 روزه بودند. در نتیجه هر چهار سال گاهشماری یک روز جابجا می شد. به همین دلیل گاهشماری مازنی چرخیده است و اکنون آغاز فروردین ماه تبری در دوم مرداد ماه جای دارد.

پنج روز پیش از آن که پنجه تبری است از 26 نوروز ماه تبری برابر با 28 تیرماه است. در نتیجه چون این 5 روز از فروهر نیاکان و مردگان یادی می شود نخستین روز آن عید مردگان نام دارد (ماه آخر تبری نوروزماه نام دارد).

 

 

ادامه نوشته

وظیفه ما

وظیفه ما

قسمتی از وصیت‏نامه شهید جواد رفیعی به مناسبت روز جمهوری اسلامی

به‌ نظر اين‌ حقير آنچه‌ كه‌ باعث‌ پيروزي‌ اسلام‌ و مسلمين‌ بر خصم‌ زبون‌ مي‌گردد، صبر در برابر ناهمواري‏ها و مشكلات‌ است‌. اگر پيامبر اسلام‌ در اوايل‌ بعثت‌ با گروه‌ محدود و انگشت‌ شمار توانست‌ اسلام‌ عزيز را به‌ اقصي‌ نقاط‌ جهان‌ برساند، و مردم‌ جاهل‌ و وحشي‌ و آدمكش‌ را افرادي‌ حكيم‌ و متقي‌ و خداترس‌ بار آورد؛ بر اثر صبر و استقامت‌ آن‌ حضرت‌ در برابر فشار قريش‌ و حكام‌ روزگارش‌ بوده‌ است‌. امروز ملت‌ ما موظف‌ است‌ با پيروي‌ كردن‌ از حضرت‌ رسول و ائمه‌ هدي‌ عليهم‏السلام طبق‌ وظيفه‌اي‌ كه‌ قرآن‌ بر دوش‌ پيامبر و ملت‌ او گذاشته‌ و فرموده‌: «فاستقم‌ كما أُمرت‌ و من‌ تاب‌ معك‌« در برابر هرگونه‌ مشكلات‌ كه‌ دشمن‌ براي‌ اسلام‌ عزيز به ‌وجود مي‌آورد، همچون‌ كوه‌، استواري و استقامت‌ كند، و تا آخرين‌ قطره‌ خوني‌ كه‌ در بدن‌ دارد، براي‌ پيشبرد نظام‌ جمهوري‌اسلامي‌ نثار كند. ملت‌ ما خوب‌ مي‌داند كه‌ پيروزي‌ اين‌ نظام‌ مقدس‌ جمهوري‌ اسلامي،‌ پيروزي‌ اسلام‌ است.

گزارش خبری مجمع کشتلی‏ها

در روز پنج‏شنبه مورخ 1391/01/08 ، مجمعی تحت عنوان «سازمان مردم نهاد توسعه و تعالی همه‏جانبه کشتلی» که به همت برخی از نخبگان و صاحبان خرد، اندیشه و تجربه کشتلی برای سومین سال پیاپی در مسجدالنبی دهستان سیدکلای کشتلی برگزار گردید.

طرح بحث این مجمع، آن‏گونه که در دعوت‏نامه‎ی این‏جانب آمده است، از قرار زیر بوده است:

1- شناخت موانع کمبودها و نواقص و ارائه پیشنهاد اجرایی برای آنها

2- بیان استعدادها و امکانات و چگونگی بهره‏مندی از آنها برای پیشرفت محل

در این مجمع برخی از مدعوین به بیان ایرادات خود پرداختند که از چهره‏های شناخته‏شده کشتله در سطح استان و کشور بودند؛ از جمله جناب دکتران: رفیعی، حاج‏آقایی، بخشی و آقایان منصوری، بابازاده، اسدنیا، و عبدی‏نژاد.

 اما، در آخر سخنی با این مجمع داشتم: روستای آرمانی که مد نظر داریم، تنها و تنها وقتی شکل می‏گیرد که همه ما یاد بگیرم که مانند پسوند شناسنامه‏ای خود هویت واحدی به نام «کشتلی» داریم و این تقسیم‏بندی موجود را کنار بگذاریم، تا با همین جمعیت فعلی تبدیل به شهر کشتلی گردیم. (هر 3500 نفر بر اساس مصوبه سال 1390 وزارت کشور، می‏توانند تشکیل شهر دهند.)

علاوه بر این، بیاییم با اندیشه‏ی صحیح و استفاده از نیروی جوان روستا، مطالعه موردی دقیق و برنامه‏ریزی درستی برای پیشبرد اهداف همه‏جانبه توسعه و تعالی واقعی داشته باشیم و موانع را با هم کنار بزنیم.

برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید.

قدمت کشتله

قدمت کشتله

روستای کشتله از روستاهای قدیمی مازندران و از مراکز حساس حکومت علویان در مامطیر - بابل-  به حساب می‏آمده‏ است. مقر اصلیِ حکومتِ شیعیان مرعشی بابل در شهرستان مامطیر، قسمت جنوبی این یعنی تجن سابق، به مرکزیت روستای فعلی ابوالحسن‏کلا بوده است. نبردهای تاریخی «مرعشیان» با «باوندیان» در قرون 9 و 10 و 11 هجری قمری که در تاریخ «خاندان مرعشی» نوشته «میر تیمور» به آن اشاره شده است. مرعشیان بابل در هنگام حملات حساس و خطرناکی که از سوی «باوندیان» بر آنها اعمال می‏شد؛ به کشتله و گنج‏افروز پناه می‏بردند و از رودخانه ‏ی پر خروش بابلرود به عنوان سدِ دفاعی محکمی استفاده می‏کردند. آنها ادوات و ابزار نظامی خویش را در این مناطق ذخیره سازی می‏کردند تا در موارد اضطراری از آن بهره بگیرند و به مقابله با دشمنان خود بپردازند، محکم‏ترین شاهدِ این سخن آثار باستانی و کهنی است، که از زمین‏های این روستا به صور مختلف خارج و دزدیده شده است. لازم به ذکر است با توجه به نقوش مندرج بر روی برخی از این آثار علی الخصوص سکه‏ ها و شمشیرها، می‏توان قدمت آن‏را به 2000 سال قبل و آغاز حکومت ساسانیان نسبت داد.

شاهد دیگر این سخن، ریشه شناسی «گنج افروز» در شاخه کاسپینی ادبیات پهلوی است. همان‏طور که می‏دانید، «کنجِروز» نام محاوره‏ای این روستای معروف مازندران است که در کتاب «تاریخ رویان» از نقش اساسی این روستا سخن به میان آمده است. «گنج افروز» متشکل از سه قسمت است: «کنز + اپزار + روز» که به معنی خزانه ادوات نظامی است. به مرور زمان «کنز» تبدیل به گنج و «اپزار+روز» تبدیل «افراز+روز=افروز» شده است. آثار یافت شده از این روستا علی الخصوص دهستان شاهرضامحله و مشابهت‏ های میان آن و یافته‏ های کشتله از شواهد اثبات این سخن است.

توضیحات لازم

باوندیان: خاندانی ایرانی از امیران طبرستان بودند که در حدود ۷۰۰ سال، بیشتر در مناطق کوهستانی آن فرمان راندند. در طول این زمان، باوندیان سه بار فروپاشیدند. قلمرو آنان طبرستان، در جنوب دریای خزر، باختر گیلان و در خاور استرآباد، شامل شهرهای آمل، ساری، مهروان و آبسکون بوده ولی این تقسیم‌بندی در طول تاریخ دگرگون شده است؛ آنها به حکام جبال معروف تر هستند؛ زیرا دشت‏های مازندران که تحت تفکر اسلام قرار داشت، با دین زرتشتی آنان سازگاری نداشت.

مرعشیان: سربدارن مازندران یا مرعشیه دودمانی شیعه بود که در قرن هشتم هجری در طبرستان حکومت می‌کردند، سادات حسینی مرعشی که در سرزمین مازندران ساکن بودند، نسبشان به امام سجاد علیه‏ السلام می‌رسید.

Kashtala  یا keshtele

Kashtala  یا keshtele

تلفظ صحیح «کشتله» بنابر زبان پهلوی، شاخه کاسپینی - زبان مازندرانی- Kashtala می‏باشد؛ که از جمع دو کلمه‏ی «کَش: Kash» و «تَله: Tala» بوجود آمده است. کلمه‏ی «کَش» هنوز در ادبیات مازنی معنای خود را حفظ کرده است و به معنای «پهلو و کناره» می‏باشد. «تَله» نیز به معنی آبگیر و آب‏بندان است، که درست است در استان مازندران معنای آن از میان رفته و مستهلک شده است، ولی در گویش سمنانی - از شاخه‏های دیگر زبان پهلوی- به صورت «استَل: Estal» به کار می‏رود.

بنابراین معنای «کَشْتَلَه»، «کناره‏ و پهلوی آبگیرها» می‏باشد؛ که با توجه به وجود آب‏بندان‏های زنده و خشکیده‏ی متعدد در این روستا، این معنا صحیح‏تر به نظر می‏رسد. از سویی دیگر با توجه به اینکه روستا نسبت به رودخانه بالای تپه وسیع و همواری قرار گرفته و در دامنه‏های خود گودال و آبگیر و بسترهای روسوبی دارد، می‏توان این معنا را برای کشتله صحیح دانست.

منبع: پژوهشی در زمینه نامهای باستانی مازندران اثر دکتر سید حسین حجازی کناری

یادی از گذشته‏ ها : محرم

ضمن عرض سلام و ادب خدمت تمام دوستان و هم‏ محلی‏ های عزیز؛ بچه محل خواستند که مطلبی برای وبنوشت کشتله تهیه کنم؛ در همین راستا امتثال امرنموده و مطلب زیر را تهیه نمودم.

نکته: آداب و رسومی از گذشته در کشتله وجود دارد، که لازم و شایسته است که نوجوانان و جوانان این منطقه با تاریخچه آن آشنا گردند. اولین مطلب در این سلسله نوشته‏ های تاریخی، گوشه از عزاداری‏ های قدیمی کشتله است که در ادامه از منظر دید عزیزان خواهد گذشت. این مطلب خاطره‏ ای از حجت‏ الاسلام و المسلمین عبدالرزاق رمضان نژاد است که بیشتر مورد توجه روستای شوبمحله است، لازم به ذکر است لینک دانلود فایل صوتی مطالب ذیل را میتونید در قسمت پایانی مشاهده نمایید:

در دوران نوجوانی ما حضور در تکیه محل مختص پسران نبوده است؛ بلکه دختران نوجوانی که هنوز در خانه پدر خود زندگی می‏کردند نیز در تکایا حضور به هم می‏رساندند؛ به این صورت که میانِ تکیه پرده ‏ای نصب می‏کردند تا زنان در پوشش کامل از منبر و مداحی بهره ببرند.

نوحه ‏های آن روزگار هم، حال و هوای خاص خودش رو داشت، نوحه‏ های قدیمی که در شب‏ های تاسوعا و عاشورا و شام غریبان به اوج غم و محنت خویش می‏ رسید. بنیان‏گزار دسته‏ روی شام غریبانِ شب دوازدهم، که در روستای شوب محله به سوی آرامگاه و گلزار شهیدان حرکت می‏ نمایند و نوحه «ای قوم بنی اسد بیاید - جسم شهدا را دفن نمایید» زمزمه می ‏نمایند، مرحوم «ملاقربان مسلمی» معلم مکتب‏ خانه آن دوران، بودند. حرکت دسته‏ روی شام غریبانِ شب دوازدهم توسط نوجوانان هم‏سن و سال ما کلید خورد و در سال بعد زنان محل نیز در این مراسم شرکت نمودند. یکی از رسومات زیبای این دسته‏ روی تهیه دسته‏ های کوچکی از کاه بود، که در تمام مسیر راه مردم بر سر خود می‏زدند.

غیر از شام غریبان آن‏چه که در ذهن من باقی مانده است؛ انتظار ما برای فرا رسیدن شب عاشورا بود که مرحوم «عبدالهاشم شوبی» که در آن زمان نوحه‏ خوان شوبمحله بودند، با نوحه «یا بضعة‏الزهرا» که اکثر مردم هنوز هم آن‏را حفظ هستند، بخوانند و شوری در مردم ایجاد نمایند. پس از نوحه‏ خوانی ایشان، مرحوم «علی‏ آقا اسدنیاء» شور معروف و قدیمی ابالفضل(ابالفضل)، علی(یا علی)، حسین (حسین،حسین،حسین) را می‏خواندند. ایشان آن‏چنان با علاقه و عشق این نوحه را می‏خواندند که هنگامی که زانوی خود را بر زمین می‏زدند، همه با تبعیت از ایشان زانوی خود را بر زمین می‏زدند و به نوعی نقش میان‏دار را هم ایفا می‏نمودند.

در قدیم دسته‏ عزاداری زنجیرزنی وجود نداشت؛ و فقط دسته سینه ‏زنی در روزهای تاسوعا و عاشورا از محلات به حرکت می‏ افتاد. در میان این دسته‏ های عزدارای، جوانان پایین محله با شور خاصی سینه ‏زنی می‏کردند که هنوز برخی از آنان که گردِ پیری بر صورت‏شان نشسته است را می‏بینم به یاد آن ایام می ‏افتم.مراسم خیمه سوزان هم در آن قدیم در گلزار شهدا برگزار می‏گردید.

لینک دانلود صدا